دنیای کودکی شاه دخترو

محیا دنیای مامان و بابا

سلااااااااام  به وبلاگ محیا کوچولو خوش آمدید.... لطفا نظر یادتون نرهقلب

 

 


 

شب یلدا (94)

میان همه ی برگ های خشک پاییز فقط تو ماندی که از بهار لبریزی   عزیزم روزهای آخر پاییزت پر از خش خش آرزوهای قشنگ   خورشید تابانم دومین یلدایت مبارک                 اینم هدیه ولنتاین از طرف همسری ست ساعت مچی من و بابایی   ...
18 دی 1394

ششمین سالگرد عقد مامان و بابا

  عشقم دوستت دارم فراتر از هر حسی.   دوستت دارم تا انتهای زمان بودن و تا انتهای بودن.   دوستت دارم تا آخرین لحظه ی بودنم.   میخواهم فر یاد بزنم عشقم را تا همه ی عاشقان بشنوند این صدا را.   میخواهم به گوش همه دنیا برسانم که من خوشبخترینم.   زیباترین گل های دنیا تقدیم به تو بهترین عشق دنیا    سالگردعقدمون رو از صمیم قلب تبریک میگم نفسممممممم             اینم کادو های من از طرف عشقم       ...
4 دی 1394

16 ماهگی عشقمون

سلاااااام نازگل مامان   الان که این پست و دارم واست ثبت میکنم شما دقیقا یک سال و چهار ماه و هجده روزه ای خوشکلم..   خیلی بامزه و خوردنی تر شدی الاهی فدات شم وقتی جایی میریم یا مهمون میاد خونمون فورا یا الله میگی ... تو کارای خونه بهم کمک میکنی مثلا امروز وسایلای کشو tv بیرون اورده بودی منم دوباره مرتبشون کردم شماهم تا دیدی همه چیزو گزاشتم سرجاشون رفتی گوشی منم اوردی گزاشتی تو کشو بهت گفتم مرسی عزیزم ولی این جاش اینجا نیست خندیدی و با دستای کوچولوت گوشیمو بهم دادی.... همچنان به شدت به بابا مهدیت وابسته ایو وقتی که میره سرکار مرتب صداش میکنی و دنبالش میگردی به برنامه کودک محله گل و بلبل علاقمندیو با شعراشون میرق...
19 آذر 1394

ماه محرم 94

  نمک نداره سال ما اگه محرم نباشه اگه محرم نباشه میخوام که عالم نباشه   دخترک شیرینم امسال نیز به لطف خدای مهربون دومین ماه محرم و عزای حسینی را نظاره گر بودی عسل مامان و بابا امسال فهمیده تر شده بودو با دستان کوچکش بر سینه میزد و با شنیدن صدای طبل ( دامب دامب )میگفت....... جمعه 94/7/24 دومین روز محرم روز شیر خوارگان حسینی بود که همانند سال قبل با مامان رفتیم مصلا تا در مراسم شرکت کنیم هرچند که امسال اجازه ندادی سربند و کلاه لباستو بپوشونمت. ماه محرم سال گذشته 3 ماهه بودی و امسال 15 ماهه.... باشد که جان جانانم هرسال به لطف خداوند سالم و سلامت در عزای حسینی شرکت کند. به امید بالندگیت در تم...
16 آذر 1394

کودک شیرینم روزت مبارک

  اگر کودک نبود نه پدر معنا داشت و نه هیچ  مادری بهشتی می شد   اگر کودک نبود شکوفه های زندگی به بهار نمی رسیدند و خانواده بی مفهوم ترین واژه ای می شد که در لغت نامه ها می شد پیدا کنی..... دختر نازنینم این روزها اگر عاشقانه سپری می شوند به عشق بودن و کودکی های توست   محیایم ،  نفسم ، دنیا با تو همیشه زیباست؛ زیباتر از همه روزهایی که سراغ داریم.....   عروسک نازم  94/7/16 (روز جهانی کودک) رو بهت تبریک میگم وآرزومیکنم همیشه سالم وشاد باشی و از دنیای شیرین کودکیت نهایت استفاده رو ببری عاشقانه دوستت داریم عسلم         &nb...
17 مهر 1394

دخترم 14 ماهگیت مبارک

دخترکم زود بزرگ نشو مادر ...   کودکیت را بی حساب میخواهم و در پناهش جوانیم را   زود بزرگ نشو دخترم...قهقهه بزن ، جیغ بکش ، گریه کن ، لوس شو ، بچگی کن ولی   زود بزرگ نشوتمام هستی ام   آرام آرام پیش برو آن سوی سن و سال هیچ خبری نیست   کودکی کن از ته دل بخند به اداهای ما که برای خنداندنت دلقک میشویم بزرگ که شدی   از نگاه دلقک ها گریه ات خواهد گرفت عزیزک من   تمام هستی ام 14 ماهگیت مبارک   محیای من ، نفسم پایان 14 ماهگیت و ورودت به 15 ماهگی که همزمان با اولین روز زیبای فصل پاییز بودو بهت تبریک میگم و ازته دل آرزو میکنم همیشه لبت خندان و دلت شاد باش...
9 مهر 1394

روز دختر مبارک

دختران فرشتگانی هستند از آسمان برای پر کردن قلب ما با عشق بی پایان   تقدیم به بهترین دختر دنیا و امید حیات من با آرزوی بهترین ها برای فرشته زندگیم دختر نازم روزت مبارک   فرشته کوچولوی من به مناسبت روز دختر ( 94/5/25 ) من و بابامهدی یه جشن کوچولو واست گرفتیم و خاله معصومه و عمو محسنم اومدن خونمون که خیلی خوش گذشت و شمام کلی واسه خودت دست زدی و به کیکت ناخنک میزدی ومیزاشتی دهنت عکساشو اینجا واست میزارم نفسم....(13 ماهگیت)   کیک مامان پز البته شما تزئیناتشو خراب کردی عسلم                   ...
8 مهر 1394

سفر به شهرکرد

سلام دخمل مامان عزیزم تابستون امسال (94 ) یه مسافرت یک هفته ای به شهرکرد داشتیم که خیلی خوش گذشت مخصوصا به شما که عاشق آب بازی هستی و با دیدن آبشارها کلی ذوق میکردی هواهم خوب بود ولی شبها چون سرد میشدشمارو میپوشوندم که سرما نخوری. دختره خوبی بودی تو مسافرت ولی اجازه نمیدادی لباساتوعوض کنم و تو عکس گرفتنم اصلا همکاری نمیکردی ......   پارک آباده وقتی دوربینو دیدی این فیگورو گرفتی       اینجام داشتی آشپزی میکردی عسلم     از این مجسمه ها میترسیدی اصلا نزاشتی یه عکس ازت بگیرم       حاشیه زاینده رود     &nb...
3 مهر 1394

اندر احوالات دخملک یک ساله

سلااااااام تاج سرم   مامان و بابا عااااااااااااااااااااشقتن خوشکلم واما شرح حال دختره یک ساله ما.........   عسل مامان تا این لحظه 8 تا مروارید(دندان) داره و 2 تا هم کمی از صدف بیرون زدنو نمایان شدن   از اواخر 8 ماهگی شروع به راه رفتن کرد و الانم که ماااااشالا بدو بدو میکنه  و حسابی شیطنت. دخملم روزی هزار بار از مبل و صندلی و پله ها بالا پایین میپره. میره تو آشپزخونه و تمام پیازوسیب زمینی ها رو میریزه رو زمین و باهاشون بازی میکنه. نازگلک مامان عاشق موبایل و TV هستو بی نهایت پیام های بازرگانی رو دوست داره. جوری که هرجا باشه تا صدای پیام های بازرگانی رو بشنوه به سرعت برق و باد خودشو به جلو TVمیر...
17 شهريور 1394